باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

از کدامین جهت

به کدام گوشه ی قلبم آهوی چشمانت راشبی وشهرزادی وهزارقصه ی نگفته  

دیگرمنی نمانده که بهانه ی ماشود

فقط ماه تووچهل گیسوی شب شاعری که تورامی سراید 

شایدازاول این قاعده ی بازی رااشتباه نوشتندکه من درانتظار وتودرمرزانتحار

بیقرارکه میشوم بیحساب بی قاعده وبی هیچ نشانه عشق راصدامیکنم شایدبه فریادبیستون دلم رسد

(تیام باهنر)

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢٢ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

وقتی قفس سینه ات بزرگ شد .

دنیابرایت کوچک میشود,ودردهمه ی زندانیهارامیفهمی,

آی زندانبان ,,. .

.... بازکن این قفس را.پرنده ای شوق پرواز دارد

تیام باهنر)

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۱٥ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

مرادریاب ای باران

شکوه شستشوی تو ازدل میبرد غمهای دیرینم ۰

مرادریاب ای باران نم نم نازل نازنگاهم شو مراخیس نگاهت کن دلم آرام از آرامش چشمان الماست 

بباربرگونه های فکرفردایم

 مرادریاب ای باران

(تیام باهنر)

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٧ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

چشم ودلم سخت بارانی وبی هواست...بازهوای باتوبودنم دراین هواست....دیشب بخواب باغ آمدی رفتی چه زود....اماهنوزبوی تودرمیان غنچه هاست....ای ترجمان سکوت هردولبهایم....بخوان مراکه دست ودلم پای درهواست(تیام باهنر)

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٧ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

قاصدک

ناز چراآمده ای   ؟غم دیروز تورا آورده؟

یاکه از دغدغه ی داغ دل  فردا          دعوت شده ای؟

قاصدک لباس عید
پوشیدی! خبری تازه مگرداری توکه به اصرارباد درپی حادثه هامیگردی؟

قاصدک قاصدیک آینه باش

تامن از درج دلم
صدآینه بیرون فکنم ونیازدل این مردم را به همه آینه ها واگویم

قاصدک خبرازابرنگو باران نه!

پشت پرچین دل مردمک
این مردم پرباران وگل است

قاصدک

قاصدآن آینه باش که
پی از درد دل آینه ها میگیرد

خبراز آن لبهای نازک
که سبد پرکرده از ناز ونیاز نور ونماز

خبراز زوجهای نوح ونوحه نه!

خبر رقص نسیم ونور آن آینه باش

تاسلامی به شب وشعرکنیم

قاصدک

قاصدیک آینه باش
یاخودت آینه شو

پابپای دل هرپروانه  !  آرام بیا

تاکه درخواب خوشم خوش باشم!

تیام باهنر

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱٩ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

اگرتعجب نبود!

من همیشه علامت سئوال بودم؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۱۱ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

یلدای من

چه به ناز می آیی سیه موی سپیدکردار

ای میراث علاقه از عاطفه ی ظلمتی بلند

نسل عجم امشب درآغوش طولانیت

سرمای تاریخ رابه سخره میخندد

وجهالت به گور میکند دختران یلدایی را

ای طعم انار وهندوانه

خوش میخرامی برسیطره جهل وتاریکی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٧ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

یلدای من

چه به ناز می آیی سیه موی سپیدکردار

ای میراث علاقه از عاطفه ی ظلمتی بلند

نسل عجم امشب درآغوش طولانیت

سرمای تاریخ رابه سخره میخندد

وجهالت به گور میکند دختران یلدایی را

ای طعم انار وهندوانه

خوش میخرامی برسیطره جهل وتاریکی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٧ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

ثانیه های ماراکجامی برد؟
  این ساعت بی دقیقه!
ثانیه هایم رادزدید
این ساعت بی عقرب وعقربه
  ومن چه دیرباپروانه هم مویه شدم
  میدانم اوزودتر ازمن به آستان نور بوسه میزند
  وگفت:نزدیک مشو!
ونزدیک نشدیم تابهانه ی بهشت بی روح
  ونزدیک نشدیم تایخ.....
تابلاهت بی غصه
  تانماد انسان بی سرنوشت
  تاسکوت بی معنی
  ونزدیک نشدیم تایاس بی فاصله
  تاغروب بی حوصله
  ایکاش جرات پروانه درپی نور بوده های مرابه باد میداد
  تانزدیکتراز رگ به گردن خدامیشدم...............
ای حنجره ایوب راصدابزن
  تاکرمهای بدن صبرازپیله رهاشوند
  ومانزدیکتربه درختی شویم که ازبهشت بیرونمان کنند!
  (تیام باهنر

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢۸ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

مدیر عامل سایپا: پراید مثل هندوانه در بسته است/ کارتون: محمد علی رجبی    مرگ دست خداست باورکنید پراید فقط یک وسیله است(انجمن حمایت از مصرف کنندگان بیچاره)

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۸ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

بیایید طلا شویم.......
چراطلای خالص گرونه وهمه دوستش دارن؟ چون  ویژه گیهای خاصی داره که منحصربه خودشه وهیچ فلز دیگه ای اون ویژگیهارو نداره مثل بعضی از آدما که واقعا طلا هستن
1- طلای خالص یکرنگ است ورنگ عوض نمیکنه
2- چیزی باعث زینت اونمیشود ...
ولی باعث زینت همه میشود
3- کمیابه وبه سختی بدست میاد مثل آدمای خوب که کم هستن
4- انعطاف پذیری آن بالاست ازیک گرم طلا میشه تا1200مترمفتول تهیه کرد مثل آدمای خوب که دربرابر مشکلات ونارفیقیها بردبارند
5- دلبری میکند وهم را به طرف خود جلب میکندجذاب وچشم نواز است وآدم ازدیدن اوسیر نمیشه مثل برخی از عزیزان...
6- باعث اعتبارهمه است مثل دوستای خوب که ا برای شما اعتبارهستن
7- دربرابر سختیها اصالتش را از دست نمیده
8- همه آدما بانژادوفرهنگ ودینهای متفاوت اونرو دوست دارن
9- احتیاج به این نداره که به واسطه چیز دیگری ازخود تعریف کنه یاچیزی غیراز اونی که هست خودش را نشون بده مثل جواهرات بدلی که خودشون را طلا نشون میدن به عبارتی گندم نمای جوفروش نیست.
10- ودرپایان جذب آهنربا نمیشه مثل بعضی از آدما که جذاب هستند ولی خودشان جذب هرچیزی نمیشوند.
پس بیایید مثل طلای خالص باشیم! البته بعضیها رگه هایی از طلا دارند ولی خالص
نیستن 24 عیار..........
نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٤ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

چرا وقتی مشاوررییس جمهور رادستگیرکردند یادش افتاد که باید به اوین هم سربزند البته در راستای قانون اساسی؟چرادرزمان ایشان پول ایران به حداقل ارزش خود رسید؟چرابیشترین مدارک جعلی درزمان دولت ایشان بود؟چرابیشترین تحریمها واطلاعیه های سازمان ملل برعلیه ایران درزمان دولت ایشان بود؟چرایبشترین اختلاسهاوبزرگترین دزدیها درزمان دولت عدالت محور ایشان انجام گرفت؟چرانرخ تورم به بالاترین حد خود در دولت آقای احمدی نژادرسید؟چرافیلمبردار مخصوص ایشان به آمریکا پناهنده شد؟ لطفا بقیه چراها راشما بنویسید.چرا.........

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۳ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

 

کاری از: سید سجادحسینی

فیلم قاصدک ظاهرا اولین کارآقای حسینی میباشدوباید
اذعان داشت باتوجه به سن وتجربه ایشان کاری درخورتوجه وقابل بررسی خواهدبود.گرچه دراین کاریک موضوع تکراری به آن نگاه جدیدی  شده است ولی برای شروع بهتربود پردازش بهتری برمتن انجام میگرفت.گذشته ازمشکلاتی که درفیلمبرداری وتدوین بود چندمسئله ازنظرتکنیکی ازارزش کارکسرنمود.اول اینکه وجودهاجر درفیلم  خیلی کمرنگ انجام گرفت که یا بایستی نقش بیشتری را درفیلم بازی میکرد یااینکه اگرنبود هیچ اتفاقی نمی افتاد به عبارتی بود ونبودش هیچ مشکلی برای فیلم ایجادنمیکرد. ثانیا آمدن طاها بدون هیچ پرداخت ومقدمه ودلیل
خاصی نزدحاج خانوم آنهم بادسته گل تعجب مخاطب رابرمیانگیزدولازم بودآشنایی آنهابایک اتفاق صورت میگرفت سپس به گل دادن وارتباط بیشترادامه پیدا میکرد  گذشته ازاینکه طاها درجلسه اول موهای کوتاه وابروهای قلم کشیده داشت ودرجلسه بعدباموهای بلند وابروهای بدون قلم ظاهرشد.بااینکه شخصیت حاج خانوم یک شخصیت مذهبی نشان داده شده بود ولی ساعت 7صبح ازخواب بیدارشد که حداقل بااذان صبح باید بیدارمیشد ونمازش درآنوقت نشان داده میشد.

موقعی که میخواهد نماز بخواند تمام لامپهاراخاموش میکند که گذشته ازاینکه
ضرورتی نداشت اینطور تداعی میشودکه نماز یعنی پیش به سوی تاریکی وظلمت! بهتر بودیک فلاش بک از بازی باسپهر انجام میگرفت تامخاطب با اوبیشترآشنا میشد. اگرترجمه شعری که حاج خانوم میخواند به صورت زیرنویس نوشته میشدبرارزش کار می افزود.. درپایان فیلم رابه مادربزرگی تقدیم میکندکه رادیورا بجای تلویزیون روشن میکند... اولادرفیلم نشان میدهید که تلویزیون راروشن میکند ثانیا تفاوتی ندارد هردوی آنها نشانگر تمدن جدیدمیباشد..البته طاها بعنوان یک بازیگر خیلی قشنگ بازی میکرداگر ادامه بدهددرآینده بازیگرخوبی خواهد شدولی بطورکلی مشکلاتی درفیلم برداری  دیالوگها شخصیت پردازی وصداگذاری وجوددارد که احتیاج به کار وتجربه بیشتر درآینده خواهدداشت.
درپایان به شماخسته نباشید میگیم وامیدواریم درآینده شاهد کارهای بهتری
ازشماباشیم.     22/7/1391

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۳ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

پاییز وپادشاهیش

غمگین فرصتهای بی سرود

زنجیرهای طلایی  . باران زمستان رامیخواهد

پاییز وپادشاهیش آهنگ زمستان را نه! آهنگ مستانه

بی شام وشراب وشاهد.....پاییز دستم رابگیر...ده ستم بگیر

صدای خش وخش پای کیست برروی پاییزپادشاه؟


نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٩ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

بعداز مدتی دوری دوباره آمدیم.................

اگه کسی از شما سو’ال کند آیارنگ نارنجی وبنفش به هم دیگه میان چه پاسخی میدین؟

 

 

اینقدر سریع پاسخ ندین کمی فکر کنید

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٩ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

اومدم فقط سلام کنم وبرم وبگم زنده ام....

البته

وهنوز هم خبری نیست

بجز دوری عشق

سرخی سیب وسکوت سوسن......

تابعدخداحافظ

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/۱٤ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

شايد برای شما سوال باشدچرا دراين مدت غيبت طولانی داشتم حقيقتا کارهای ادبی وذهنی را رها کردم وبه دنبال مال دنيا بودم اين دنيا هم عجب فريبندگی دارد . نداشتن پول مکافات است و داشتن پول هم دردسرهای خاص خودش رادارد.

می گويند :شيطان به يک نفر گفت : دراين صحرا به جلوبرو هرچقدر توانستی پياده به جلو بروی آن مقدار از زمين وهرچه درآن است برای خودت ،اين بيچاره انقدر راه رفت وبخاطر طمع بدست آوردن زمين بيشتر همواره راه می رفت تا از رمق افتاد ومرد.

حالا حکايت من هم تقريبا مثل آن بنده خدا شده است  می ترسم اينقدر به دنبال جمع آوری مال دنيا بروم تالذت نبرده به آخرت بروم. ولی همانطور که قبلا گفتم هرکس به وبلاگ اعتياد پيدا کرد صدبار اگر توبه کند دست از وبلاگ نويسی برنمی دارد.ومن هم دوباره اومدم وبساط اينترنت را آماده کردم تاسری به دوستان ودستی به آتش داده باشم .ازاين به بعد با مطالبی شيرين ترخدمت دوستان خواهم بود

نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٢٤ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

سلام باز اومدم الان اومدم کيش وفرصتی شد که سری به وبلاگها بزنم اينجا با بقيه شهرها ی ايران  تفاوت زيادی دارد مردم چنددرجه بيشتر احساس راحتی ميکنند روسريها چند درجه عقب تر/ شلوارهاچند درجه  بالاتر/مانتوها چند درجه تنگ تر وکوتاهتر/ هواچند درجه گرمتر/قيمتهای لباس چند درجه پايين تر/تنوع پوشش لباس چند درجه رنگی تر/مردم اينجا چند درجه پولدار تر/خيابانها چند درجه تميز تر/مغازه دارها چنددرجه مهربانتر ومودب/////توی هتل قبله را گم کرده بودم از مدير هتل سوال کردم قبله کجاست؟ گفت:  کشو کمد را باز کن متوجه خواهی شد اودرست گفت ومن متوجه شدم قبله هم چند درجه پنهان تر می باشد..

نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/۱٧ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()

بعداز مدتی غيبت باز اومديم اين وبلاگ نويسی هم اعتيادش بدجوريه اگه صد بار ترک بکنی باز ميای سراغش........ حالا

ديشب تلويزيون يک فيلم نشون داد خيلی توپ بود (مسير سبز)حسابی لذت برديم وخيلی روی ما تاثير گذاشت....ای بابا .....يک شعر هست ميگه ...زبسکه نپريديم پريدن يادمون رفت ..ماهم زبسکه ننوشتيم نوشتن يادمون رفت  فعلا خداحافظ

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱٠/۱۱ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()

شما كجاييد هر جا كه هستيد نگاهي به دور وبرخود بياندازيد....هيچ كس به اندازه دلتان به شما نزديك نيست آنها همه دروغ مي گويند كه با شما هستندكدام دوست حاضر است به خاطر شمادست از زندگي خود بكشد ولي دل شما اين كار را مي كند...دلا نزد دلي بنشين كه او از دل خبر دارد .......پس بلند شو وبرو اينجا جاي تو نيست..مي پرسي كجا بروم؟ مي گويد:به زير آن درختي رو كه او گلهاي تر دارد....آن درخت كجاست؟ آن همان كسي است كه وقتي به او نگاه مي كني انگار قبلا اورا ديده اي..كجا؟ نميداني كجا اورا ديده اي... با او هم صحبت شو ببين چقدر مثل شما مي انديشد وبا شما همدل است شايد همزبان وهمرنگ نباشد ولي مطمئن باش با شما همدل است اوهم دوست دارد باشما درد دل كند از دل بگو.....
نوشته شده در ۱۳۸۳/٢/۱٩ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak