باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

زندگی ماروپله
زندگی مانند بازی مار و پله است یک دفعه می بینی یک پله میاد جلو پات اگه از اون بالا رفتی شاید پله های موفقیت را یکی پس از دیگری فتح کنی گفتم شاید! چون هیچ معلوم نیست اون پله برای شما موفقیت آمیز است. یک دفعه هم می بینی یک مار پیش پای شما سبز میشه وشمارو می خوره ولی باز معلوم نیست که این مار باعث بدبختی شمامیشه یا شمارو خوشبخت میکنه لابد این مسئله را می دانید که می گویند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد من که خیلی از این اتفاقات برایم افتاده که مسئله ای برایم خوشایند نبود ولی خیلی به نفع من شدوگاهی هم از چیزی یاکاری خیلی خوشم آمده ولی به ضررم تمام شد این مقدمه چینی برای این است که می خوام بگم یک پسرخواهر دارم که دعای همیشگی او این بود:خدایا برسون یک میلیون گونی خالی!/ وقتی از اوسئوال می کردیم چرا این رامیگی؟ میگفت: آخه اگه اونارو دونه ای دویست تومان بفروشم دویست میلیون کاسب میشم.
چند روز پیش عموی این پسر خواهربه علت بدهی زیاد سکته میکنه ورحمت خدا میره ایشون صاحب یک کارگاه گونی بافی بودکه میراث بجا مونده از او یک میلیون گونی خالی بود که همه آن به پسرخواهر مامی رسید ولی هرکس این یک میلیون گونی خالی را تحویل میگرفت باید پانصد میلیون تومان بدهی عمورا میداد .حالا این پسر خواهر ما میگه خدایا مایک شوخی کردیم نگفتیم که با یک میلیون گونی خالی پانصد میلیون بدهی هم بفرست........
نوشته شده در ۱۳۸٢/٢/٤ساعت ٥:٤۳ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak