باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

مرگ بر کم فروش ..مرگ بر رشوه گير مرگ بر.... اه من هم فقط بلد م مرگ بر مرگ بر...کنم کارديگه که از دستم بر نمياد اعصابم داغون شده کلافه شدم لابد می پرسيد چی شده اين همه داغ کردی؟داغ که چه عرض کنم صفحه کلاج سوزوندم......
نميدانم اين چه جريانيه؟ به جايی که امسالمون از سال گذشته بهتر باشه سال به سال بدتر ميشيم...اون از خودروهای داخلی (پيکان ٬پرايد٬پژو) که اين مهندسين وکارشناسان هرسال عقلهايشان را سر هم می گذارند که چيزی بدتر از گذشته توليد کنند .باورکنيد يکی از دوستان يک پژو صفر خريده بود وقتی بارون می زدسقفش چکه می کرد که من بهش گفتم :فکر کنم خوب کاه گل نشده ايشون هم که ازهر فرصتی استفاده ميکنه تا نشون بده من قديمی فکر می کنم گفت: ای بابا توهنوز عتيقه ای ديگه کاه گل نمی کنند الان ايزوگام می کنند!.....از اين که بگذريم ديروز رفتم يک شربت پرتقال خريدم(سن ايچ وديگر هيچ) ديدم هم آبکی تر از قبل شده هم گرانتراز گذشته. مثل اينکه توليد کنندگان ما شعار کيفيت بهتر وقيمت کمتر رابرعکس کردندوهرروز محصولات خودرا با کيفيتی بدتر وقيمت بيشتر به مردم می چاپانند چون خيالشان از اينکه واردات ممنوعه جمع است وهر آشغالی را که بخواهند به مردم می دهند.حالا حق دارم بگم مرگ بر کم فروش مرگ بررشوه گير مرگ بر بازرسان اداره استاندارد مرگ بر اونايی که می بينن ولی هيچی نمی گن...................ببخشيد با شما نيستم اصلا مرگ بر امپرياليسم جنايتکار وشيطان خونخوار کثيف شپشو...........نه نه مرگ برشاه طاغوتی دماغو.... نه نه اصلا ما يک همسايه داريم که بيکار ومعتاد است بياييد اونو اعدام کنيم تا درس عبرتی برای کم فروشان بشود....اصلا من انگار حالم خوب نيست بايد منو اعدام کنندتا از اين حرفا نزنم آخه چه معنی داره يک آدم با فرهنگ اين همه مرگ براين مرگ براون بکنه...اصلا من قاطی کردم کمی تب دارم ببخشيد به قول سهراب: بدنگوييم به مهتاب اگر تب داريم......چشمها را بايد شست طورديگر بايد ديد...........من می گم قاطی کردم!
نوشته شده در ۱۳۸٢/٢/۱٧ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak