باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

امروز سه شنبه است ولی من مثل غروب های جمعه دلگير هستم دستانم به زور اين مطالب را می نويسند يه پيام برایصدای باران نوشتم وبه اوگفتم به زيبايی ها بيانديش ولی خودم اصلا حوصله اين که به زيبايی ها فکر کنم ندارم ديشب لاله گفت: يک مطلب در مورد اينکه چرا غروب جمعه دلگير است برايم بنويس من هم برايش گفتم اين دلگيری شايد ربطی به انتظار مادر روز جمعه دارد ومثل يک آدم چشم به راه دلشوره داريم مخصوصا غروب که می شود به اوج خود می رسد وبی حوصله می شويم آرام وقرار نداريم ٫کمی راه می رويم اندکی می نشينيم بابی حوصلگی پاسخ اطرافيان خودرا می دهيم خودمان نميدانيم چه ميخواهيم وحرف حسابمان چيه؟يا شايد جمعه به هفته ای که گذشت فکر می کنيم که چه کرديم وچقدر مثمر ثمربوديم واز اينکه به اونحايی که ميخواستيم نرسيديم ناراحت ونگرانيم........ خلاصه نميدانم چرا من امروز مثل غروب جمعه دلگير هستم؟
............................................
اخيرا cnnورويتر مطلبی در مورد کاربران اينترنت در ايران نوشته واعلام نموده بيشتر استفاده کنندگان اينترنت در ايران سراغ سايت ها يی که مطالب جنسی نوشته اند می روندوگفته وب سايت خاطرات يک فاحشه بيشترين خواننده را دارد. در همين رابطه پرشين بلاگ نامه ای اعتراض آميز به مديران اين خبرگزاريها نوشته اگر می خواهيد از حيثيت خود دفاع کنيد برويد اينجاراامضا کنيد واعتراض خودرا اعلام نماييد
نوشته شده در ۱۳۸٢/٤/۳ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak