باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

خارها فراوانند اينجا
خارهاي قهوه اي خارهاي زرد
درسراسر روز همه درخواب ما
شبها ازميان سيم خاردار كه مي گذرند
درپشت سر تكه هاي كوچكي ازپيراهنشان برجاي مي نهند
كلمات كه زماني زيبا مي نمودند
رنگشان را از دست داده اند چون نيم تنه پيرمردي بر ميز
همچون غروبي تار شده در جام پنجره
مردمان گام مي زنند با دستهايشان در جيب
ياگاه اينگونه مي نمايند كه گويي مگسي را تعقيب مي كنند
كه همواره در يكجا مي نشينند
برلبهاي ليواني خالي ياگاه درون آن
برنقطه اي بي كرانه وسماجت اجتناب آنان از شناختنش
)يانيس ريتسوس شاعريوناني متولد ۱۹۰۹ نخستين كتابش به اسم .تراكتور.ودومي بنام.اهرام
وبعد كتابهاي .اپيتايوس. ترانه خواهرم. سمفوني بهار. بانوي تاكستانها. رميوسيني.بهترين آثاراش رادرزندان نوشت كه عبارتند از .رودخانه وما. محله هاي دنيا. نامه به ژوليوكوري. مرد باگل ميخك. سالهاي ۱۹۵۲ تا۱۹۶۷ از بارورترين دوران شعري ريتسوس بود دراين سالها آثارمهمي چون .سونات مهتاب.كه برنده جايزه ملي شعر يونان شدو. وقتي بيگانه مي آيد. پنجره .پل. خانه مرده. درسايه سار كوهستان. فيلوكتت. اورست. ستاره صبح .درخت زندان.زنان.تقويم تبعيد. شهادتها. ديگ دودزده.
زندگي او هميشه توام با زندان .بيماري وتبعيد بود. وقتي كه يكي از دولتمردان به اسم پاتاكوس به اوميگويد:تويك شاعر هستي چرا خودت را قاطي سياست مي كني ؟
ريستوس گفت:يك شاعر نخستين شهروند كشور خويش است وبه همين دليل مهم اين وظيفه شاعر است كه همواره نگران سياستهاي كشورش باشد.
لازم است شعر معناي سادگي اورا بارها وبارها بخوانيم
درپشت اشيا ساده خود را نهان مي كنم تاهمه شما مرا بيابيد
اگر مرا نيافتيد اشيا را خواهيد يافت
آنچه كه دست من لمس كرده است لمس خواهيد كرد
نقش دستهاي ما يكي خواهند شد........
.........
نقل از كتاب تقويم تبعيد ترجمه فريدون فرياد
نوشته شده در ۱۳۸۱/٤/٤ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak