باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

اين تلويزيون (صدا وسيما) اعصاب مار اخورد کرده است اخيرا يک تبليغاتی نشون ميده که واقعا همه چيز مارا زير سئوال می بره
مثلا: يه آدم نشون ميده وقتی که يه ماشين ميبينه٬ انگار که ازتو غار اومده بيرون وهيچ ماشين نديده اينقدر مات ومبهوت ميشه که حواسش به ماشينه و پرت ميشه توچاه!
نتيجه گيری: ۱ـ ايرانيها ماشين نديده اند
۲- ايرانيها بی مبالات هستند ودر چاه را باز ميگذارند تاهرکس حواسش نبود درآن پرت بشه

دريک تبليغ ديگه: يک نفر ميگه اقا يک موتور نوع..... ميخوام شاگرد مغازه ميگه نداريم!
صاحب مغازه ميگه : نه اين مشتر ی خودمونه٬ آشناست ٬ يه موتور از اون پشت بيار براش
نتيجه گيری: ۱ـ ايرانيها دروغگو هستند
۲ـايرانيها رابطه بازی می کنند وضوابط را عمل نمی کنند
دريک تبليغ ديگه : مردم برای يک کره حمله ميکنند ويک چشم به هم زدن بدون اينکه به فکر ديگران باشند کره را تمام ميکنند
نتيجه گيری :۱ـ ايرانيها گرسنه اند
۲ـ ايرانيها بی انظباط هستند
۳ـ ايرانيها به فکر ديگران نيستند و....................
اينها امشتی نمونه خروار از ندانم کاريها وتيشه به ريشه خود زدن می باشد دست ضد انقلاب هم تو کار نيست (خوديه خوديه) اينجاست که بايد گفت: من از بيگانگان هرگز ننالم هرآنچه کرد با من آشنا کرد! البته ندانم کاری وخرابکاری بيش از اينه که ديگه بقيه را مفتی نميگم اگه مسئولين صدا وسيما می خواهند پيام بفرستند تا بهشون بگم چه فرهنگهايی ميسازندوچه کار دارند ميکنند! که دشمنان بايد کلی پول خرج کنند تابه اين اهداف برسند ولی اينها باسرمايه همين مملکت دارند کار دلخواه دشمنان را می کنند.
نوشته شده در ۱۳۸۱/٤/۸ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak