باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

پشت در ترديد ايستاده ای
اين چتر سياه را ببند
تا نوازش باران وآفتاب راحس کنی
سلام همسايه
اين قناری بزرگتر از اين قفس شده است
وبه قاف فکر می کند
سلام همسايه
اين دست خداست که دامن شب را بالا می کشد
وما می مانيم وبکار ت صبح
تيام
نوشته شده در ۱۳۸۱/٤/۱٠ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak