باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

قرابود ازسفر براتون بگم جای شما خالی عجب حالی کرديم
وقتی که مردم به مشهد ميروند ميگن رفتيم زيارت آقا ولی مگه جسم آقا اونجاست که اين حرفهارو ميزنن درواقع امام رضا روحش همه جا می تواند باشد ولی اونجا مرکزی شده است
که عاشقان گرد هم جمع شوند
چند تا گله از مسئولين آستان قدس
۱ـ من ازکوچکی تا يادم هست که به زيارت می رفتم تومشهد ودوروبرحرم عمليات ساختمانی می کردند نميدونم اين عمليات ساختمانی کی تموم ميشه تا ابد بايد کار ساختمانی بشه
يا بلاخره يه روز تمام ميشه
۲ـ قسمتی که مردم دخيل می بندند منظره خيلی زشت وفجيعی داره که با شئونات ما سازگاری نداره بعضی از افراد مريض ومعلول با طناب به صورت خيلی بد خودشان را به ميله های فولادی بسته اند که اسمش را دخيل گذاشته اندوآن قسمت بوی بد ومشمئز کننده ای دارد
وشنيده شده است بعضی هم به دروغ می گوين ما شفا پيدا کرديم که بايد مسئولين فکری به حال اين مسئله بکنند وکاری نکنند که خرافات وحرکات زشت با احساسات پاک مردم عجين شود
۳ـاذان صبح که گفته می شد(دربلندگوی حرم) چند نفر هم با صدای انکر الاصوات ازگوشه وکنار حرم بلند می شدند واذان می گفتند که خودم به يکی از آنها گفتم ملائک را فراری دادی وشيطان را خوشحال کردی
۴ـ وجود ديونه هايی که در حرم پرسه ميزنند خودش حکايتی است که يک مثنوی با هفتاد من کاغذ می خواد
ازاينها که بگذريم ماکه به مرادمون رسيديم انشاالله شماهم برسيد
نوشته شده در ۱۳۸۱/٦/٦ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak