باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

باخبرشديم يکی از وبلاگ نويسان جوان بنام شقايق..ماه پيشونیبه ملکوت پيوست.
اين شعر تقديم به روح بلند ماه پيشونی عزيز
------------------------------------------------
چشمهايم به دريا می رفتند
از اندوه مه جبينی که دلی چون شقايق
وحضوری چون باران
که خود به خاک می رفت وسبزه به جا می گذاشت
با کوه چه می گفتی؟
وچه می خواستی؟
که اينگونه عاشقت شد
وتورا در قلب خود جای داد
نوشته شده در ۱۳۸۱/٦/۳۱ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak