باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

تاحال نگفته بودم که منطق وفلسفه درس می دهم ولی جوانانی که با آنها سروکار دارم واقعا در دنيايی ديگر هستند که هيچ ارتباطی با دنيايی که مسئولين به آن فکر می کنندنداردونمی توانند ارتباط برقرار کنند آنها هيچ اعتقادی به درس خواندن ندارندوتنها به خاطر ترس از والدين به مدرسه می آينداکثر دبيران دلسوز با لطائف الحيل درس می دهند وآنهايی که انگيزه ای برای درس دادن ندارند فقط وقت را تلف می کنندوکاری به اين ندارند که دانش آموزان مطالب درس را بفهمند. دانش آموزان هم سعی براين دارند که هرطور شده وقت کلاس بگذرد بعضی که تادير وقت فيلمهای سنمايی نه ازآنهايی که تلويزيون ايران نشان می دهد بلکه از سی دی های وارداتی يا فيلمهای ماهواره را می ديدند در کلاس در حال چرت زدن هستند .چهره بعضی ها حکايت ازکشيدن بيش از حد سيگار وحشيش می کندوتمر کز حواس تنها چيزی است که درآنان وجود ندارد وقتی از انها سئوال کردم از کدام درس بيشتر خوشتان می ايد با صراحت می گويند از هيچ درسی خوشمان نمی آيد. درس فلسفه ومنطق يکی از پيچيده ترين درسها ست که به سختی با اين درس ارتباط برقرار می کنند من در اولين درس به آنها گفتم می خواهم درس مخ زنی به شما ياد بدهم آيا دوست داريدياد بگيريد همه با علاقمندي گفتند بععععععععله!وبه راحتی می گفتند بعد ازاين درس ديگه می تونيم مخ دوست دخترهامون را تليت کنيم من به آنها گفتم اين درس مانند يک تيغ دردست شما خواهد بود که شما هرگونه استفاده ای می توانيد ازآن بکنيد مانند تيغی که دردست يک دکترجراح يک کاربرد را داردودر دست يک قصاب کاربرد ديگر ودر دست يک چاقو کش به گونه ای ديگر استفاده می شود.....
خلاصه برای درس دادن اگر از مفاهيم مورد پسند انان استفاده نشود اصلا حاضر به گوش دادن نيستند. دم غنيمت شمردن ٫به فکر فردا نبودن٫عدم دور انديشی ٫نااميدی٫ لاقيدی٫ احساس مسئوليت نکردن و مذهب گريزی از موئلفه های بارز جوان امروز است وقرار است آينده کشور دردستان با کفايت اينگونه افراد آباد شود وتمام غصه من اين است که نسل امروز وديروز با اين همه ادعا کشور را به اينجا کشانده اندوای بر فردا..........
نوشته شده در ۱۳۸۱/٩/٢٥ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak