باران زای آبی

شعر داستان ومسایل سیاسی اجتماعی

امشب سکوت سوسن وتنهايی من
دل شوره های بيکران شيدايی من
بازهم سلام وشب بخير با سايه خود
بی سوسن وساقی وبی پروايی من
يک دل هوايی سوی باران زای آبی
صددل به فکر پرده ی رسوايی من
ساکت در آن سو سوسنی تنها نشسته
در انتظار روز بی پروايی من
يک گونه ی بی تاب وتنها يک لب داغ
در التهاب بوسه وهمراهی من
تنها نشسته بی شريک بالای بالا
مثل خدا مثل من و يکتايی من
نوشته شده در ۱۳۸۱/۱٠/۱ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ توسط تیام ب نظرات ()


Design By : Pichak