سلام ناز

ديشب سلامی بر سلامی ناز می کرد
بوی خوشی بر گونه ها پرواز می کرد
ديشب ستاره شاهد رويای من بود
ماه از حسادت سفره دل باز می کرد
ديشب هم آوازت شدم در عالم خواب
لبخند تودر سينه ام آواز می کرد
ديشب نميدانم چرا باران اشکم
از حوض دل بر آسمان پر باز می کرد
ديشب تو بودی در خيال نازک من
تا صبح با ساز دلم همساز می کرد

/ 10 نظر / 5 بازدید
شوريده

تيام عزيز سلام. خيلی لطيف و قشنگ بود. موفق و پاينده باشی

ساقي

سلامی ناز به لطافت سلام نازت

خاله ريزه

سلام دوست عزيز...مثل هميشه زيبا نوشتی/موفق باشی

مهري

سلام دوست من عالي بود چرا اينو ديروز برام نخوندي واقعا لذت بردم ـ موفق باشي

يكي از باراني ها.......

و شب ..مرا دوباره با خود برد آن دورها.آن دورها كه هنوز خاطره هايم رنگ سكوت نداشتند.و شب..تنها شب.مرا برد...

sh.pegah

سلام وممنون به کتاب هفته هم که وبلاگ خودتونه سری بزنيد و راهنمايی کنيد قربانت شين .

آباداني

سلام تيام عزيز. از آشنايي با شما خوشحال شدم. وبلاگ قشنگي داري. موفق و شادكام باشي. به اميد ديدار دوباره.

نيلوفر

سلام...خوبيد؟.....لاله.....؟؟؟ باران؟؟؟؟ كاش خوب باشد./همين./