اديب

به سلامتی همه دوستان مارا از جرگه اديبان اخراج کردندوجزء عوام شديم...مد يرگروه ادبيات طی ابلاغ رسمی به دليل عدم هماهنگی محتوايی بدون دادن هشدار وحتی يک کارت زرد مارا ازميدان اديبان بيرون کرد وباز همان آدم خودمان شديم ماهم ضمن بررسی دلايل خروج خودمان به نکاتی چند اشاره کرده وتا اطلاع ثانوی با همه دوستان خداحافظی ميکنم...

چرا ما اديب نيستيم؟

۱ـ اولا شاعر می فرمايد: کی شعرتر انگيزد خاطر که حزين باشد يا به قول سهراب دل خوش سيری چند؟

۲ـ آيا اديب بودن مساوی است با آب را گل نکردن واز گل وبلبل صحبت کردن يا در صورخيال زندگی کردن واز حقايق محيط خود دورشدن؟

۳ـ کدام يک از اديبان را می شناسيد که بدون استفاده ازکنايه ؛ايهام؛و....... به مشکلات روزخود نپردازندونوک تيز قلم را از غل وزنجير بيرون نياورندومودبانه برعليه استبداد فکری نتازند؟

۴ـ يکی از دلايل غنی شدن فرهنگ وادبيات ما درسالهای ماضی وجود مستبد ينی مانند (مديرگروه ادبيات) بود .که نويسندگان وشعرا به دليل ترس وارعاب ازارباب ظلم به گونه ای می نوشتند تا باکوبيدن به در؛ ديوارمتوجه رفتار خود بشود.

۵ـ اديب وادبيات هم خانواده تا د يب وتادب می باشند که به معنی سياست در نوشتن است وادبيات سياسی مابا سياست ادبی ماعجين شده ونمی توان به دورازهيچ سياستی اديب شد.

۶ـ زبان ادبی که من به کار گرفته بودم به دور از زبان فاخرو با استفاده از زبان ساده گفتار (ساده گويی با مفاهيم عميق) بود که به نظر خودم جمع کثيری از شعرا ونويسندگان از مولوی گرفته تا سيد علی صالحی از اين زبان استفاده کرده ومی کنند که بهترين وبيشترين مخاطب رادارد.

۷- ودرآخر اگر حرف زدن نقره باشد سکوت کردن طلاست!چرا که گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من......آنچه البته به جايی نرسد فرياد است

کسی که مدير گروه ادبيات است يک وبلاک دارد به نام خون خامه شماهم يک سربزنيد تا ياد بگيريد اديبانه نوشتن را!

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقا طییب

سلام.مجلس سوگ.دخت رسول .دعوتيد.البت هر وقت تو حال و هواش بوديد.....يا زهرا.

معلم فارسی

سلام . چرا روحيه تو از دست دادی ؟ آپديت کن ببا

kian

مطلب جديد نمی دی؟؟؟؟به من هم سر بزن...پاينده باد ايران

mehdi

لينک وبلاگ زيبايتان را اضافه کردم. موفق باشيد

آرش

سلام دوستان عزيزم. به جوانان مبارز اهواز بپيونديد