ه. ا.سايه

d1.gifدراين سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
يکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
نشسته ام در انتظار اين غبار بی سوار
دريغ کز شبی چنين سپيده سر نمی زند
گذر گهی است پر ستم که اندر او به غير غم
يکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از اين خراب تر نمی زند
چه چشم باغ است از اين دريچه های بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمی زند
نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم وسزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
مژده بده مژده بده يار پسنديد مرا
سايه اوگشتم واو برد به خورشيد مرا
جان دل وديده منم٬ گريه خنديده منم
يار پسنديد ه منم ٬يار پسنديدمرا
کعبه منم قبله منم سوی من آريد نماز
کان صنم قبله نما خم شدو بوسيد مرا
پرتو ديدار خوشش تافته در ديده من
آينه در آينه شد ديدمش وديد مرا
آينه خورشيد شود پيش رخ روشن او
تاب نظر خواه وببين کاينه تابيد مرا
گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک
گوهری خوب نظر آمد وسنجيد مرا
نور چو فواره زند بوسه براين باره زند
رشک سليمان نگر وغيرت جمشيد مرا
هر سحر ازکاخ کرم چون که فرومی نگرم
بانگ لک الحمد رسد از مه ناهيد مرا
چون سرزلفش نکشم سرزهوای رخ او
باش که صد صبح دمد زين شب اميد مرا
پرتو بی پيرهنم جان رهاکرده تنم
تانشوم سايه خود باز نبيند مرا
(هوشنگ ابتهاج)Ebtehaj.jpg

/ 1 نظر / 7 بازدید
پریا...

من عاشق این دوتا غزلم... از خوندنشون لذت بردم. به سرای بی کسی من هم سر بزن...