سلامی دوباره

شايد برای شما سوال باشدچرا دراين مدت غيبت طولانی داشتم حقيقتا کارهای ادبی وذهنی را رها کردم وبه دنبال مال دنيا بودم اين دنيا هم عجب فريبندگی دارد . نداشتن پول مکافات است و داشتن پول هم دردسرهای خاص خودش رادارد.

می گويند :شيطان به يک نفر گفت : دراين صحرا به جلوبرو هرچقدر توانستی پياده به جلو بروی آن مقدار از زمين وهرچه درآن است برای خودت ،اين بيچاره انقدر راه رفت وبخاطر طمع بدست آوردن زمين بيشتر همواره راه می رفت تا از رمق افتاد ومرد.

حالا حکايت من هم تقريبا مثل آن بنده خدا شده است  می ترسم اينقدر به دنبال جمع آوری مال دنيا بروم تالذت نبرده به آخرت بروم. ولی همانطور که قبلا گفتم هرکس به وبلاگ اعتياد پيدا کرد صدبار اگر توبه کند دست از وبلاگ نويسی برنمی دارد.ومن هم دوباره اومدم وبساط اينترنت را آماده کردم تاسری به دوستان ودستی به آتش داده باشم .ازاين به بعد با مطالبی شيرين ترخدمت دوستان خواهم بود

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رسول

کاش همه ی اعتيادها مثل اعتياد شما به وبلاگ نويسی باشند ... اردی بهشت ۸۳ ... دی ۸۳ ... مرداد ۸۴ ... اردی بهشت ۸۵ ... ( احتمالاْ بعديش خرداد ۸۷ است ! ) با اين همه گئوگری کن و بازم بيا ......... باز هر چی باشه وضعت ز مو بهتره !

مهدی

حالا اين بيزينس پر درآمد چی هست ؟‌يه کار هم واسه ما جور کن ... من مي خوام تا ته اون بيابون برم ... ان شالله که نميميرم ...

آشفتگی های همون دختره

تيام تيام جان تيام بيا برگرد و دوباره بنويس...

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ذوق زده شدم وبلاگ بارونيها رو پيدا کردم منم ميخوام بيام اينجا منم لينک بدين

آفتاب بارانی

يادم رفت ببخشيد

داریوش

سلام دلم برای این وبلاگ تنگ شده بود

مهدی

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

تيام

سلام دوست هم نام . نميدونم چی شد ولی حسابی گيج شدم آخه اين ادرس وبلاگ منه . من چند وقت بود از اينترنت به دلايلی دور بودم و حالا که اومدم سری به وبلاگم بزانم واقعا شوکه شدم .ميشه يه توضيح کوتا در نوشته بعديتون بگيد

مهدی

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند