ابرهای علاقه

ابرهای علاقه را به مژگان نگاه ٫ورق می زنم
کلمه های ساکت مرواريد وار
گونه هايم را می نوازد
کلمه هايی زنانه وزلال
در سوگ مردانی که نيامده مردند
در اندوه صندوقچه مادر بزرگ
که پر از لبخندپنهان وکپک زده
در غصه ی گم کردن خيالی که
راحتم نمی گذاشت احساس بودن کنم
حالا شبانی تنها برای افکارم نی می زند
ورمه های ذهن علاقه ای به چرای سحر ندارند
ماه مشغول نشخوار شب
وکلمه هايم از بوسه گاه صورت هی می شوند

monarch_flap_md_wht.giffireworks_big_burst_md_wht.gif

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غلامرضا خسروشاهي

در اين شهر هيچ چيز شبيه چيز ديگر نيست/غير از انسانها!/آنها همه دوقلو، سه قلو، پنج قلو، ده قلو و ميليون قلو هستند/همه بزدل/همه دلير/همه احمق/همه دانا/همه خوک/همه فرشته..............داستان يک شهر را از زبان ناظم حکمت در وبلاگ آرکاداش بخوانيد

elham

نگاهم بر نگاه لرزان شمع خيره مانده و لحظه لحظه رسيدن به مرگش را می نگرم؛ از دست من بر نمی آيد که نجاتش دهم يا که مانع سوختنش گردم که خود می خواهد اين سوختن را تا فدای بخشش نور شود و آنقدر بماند که پروانه عاشق به بالينش بيايد و وصال... شمع چه عاشق است به سوختن و به هديه کردن نور به چشمها و چه عاشق است به پروانه! پس من چه بگويم در برابر اين عشق؟! تنها تاب اين دارم که بنشينم،چشم در چشم شمع شيدا بدوزم،لرزيدنش،سوختنش،آب شدنش و وجد و شورش را به هنگام وصالش با پروانه بنگرم...و محو و شيدای عشق پاکش گردم...و پروانه،از او چه بگويم...که او بر شمع عاشقتر است تا شمع به او،گرچه می داند که وصالش به معشوق را لحظه ای است کوتاه و پس از آن از حرارت عشق خواهد سوخت،باز هم به اين شور عارفانه تن می دهد و مرگ را در ازای وصل می پذيرد... خدايا!من نيز می توانم اينگونه عاشق شوم که مرگ را مشتاقانه پذيرا شوم در طلب وصال؟! به پروانه حسوديم می شود!کاش من هم پروانه ای بودم...

ابراهيمي

سلام؛ با سپاس از شما؛ شعر هزار سال پيش را امروز هنوز آشنا مي يابيم ، ولي آيا ... همين فردايي ها ، آن بچه هاي ُبي پدر مادر ُ، راستي شعر شان چگونه خواهد بود؟به اميد سرودن براي امروز و ... يك كمي ... براي فردا.

hamed

چه زيبا واسرار انگيز از کدام چشمه توشه بر می داری؟

داستان‌گو

من از اين خط شعر خوشم آمد: حالا شبانی تنها برای افکارم نی می زند/ ادامه بده.

sam

همه با هم برای ازادی جواد طواف دوست و همکار بلاگ نويسمان متحد شويم

fatima

ممنون که بهم سر زدی.(....سانسور نيست می توانی سفيد خوانی کنی) موفق باشی

مهري

همه تنهايند ، فقط در مساحت اندامشان پر از دوست و دوست و دوست اند ، خارج از مسير اين منحني خوابيده نه خاك و نه خدا حتي يك لحظه به ما نمي انديشند ـ زيباتر از هميشه سروده اي اي دوست !